
وارث کوچه ها
این جا کربلا است……..
این روز ها که حسین(ع) به هر بهانه ای چشمانش بارانی می شود
دردانه های برادر بهانه خوبی هستند برای گریه های ابا عبدالله……..
قاسم و عبدالله همان وارثان خاطرات مادری!
بغض های گاه و بی گاه عبدالله یادآور سکوت های مجتبی (ع) در روز های کبود مادر است.
حضرت غریب!
ذره ذره ی کوچه های بنی هاشم به غربت نام احلی من العسلت گواه اند…..و اصلا به شهادت
کوچه های غریبی چه حاجت که نور کبود فاطمی نشان غربت و مظلومیت حضرت مجتبی (ع) است…….
آری داستان تنهایی و غربت جنابت ریشه در خنجر بی وفایی یارانت داشت و ذره ذره ی خاک های بقیع شاهداند
که او شیر پسر همان حیدر کراری است که هم نوای چاه های غریبی کوفه بود…….!
مجتبی اگر غریب بود قاسم و عبدالله شهزاده های کاخ غربت بابا هستند……
قاسم اما این روز ها دلش پر است از عسل های شیرین حب الحسین……..
و برایتان بگویم از عبدالله که در دلش رویای تا مرز بی نهایت علمدار شدن را می پروراند…….
کسی چه می داند!؟
شاید عبدالله مسیر سی وچند ساله عباس (ع) را یک شبه عروج کرد…….
و این گوشه ای بود از لشکر عشق که جان می دهند برای حلت بفناالحسین شدن
و اینجا هنوز علی هست و ارباب هست و عمو هست و امن هست و محبت هست
و آب هست وعــ طـــ شــــ نیست…….
تا فردا اما
خدا بزرگ است……
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط آرام دل در 1395/07/17 ساعت 05:08:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |